schwarten
پوست کندن (حیوان)، بلعیدن کتاب (عامیانه/قدیمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوست چرب یا ضخیم جانور (مانند خوک) را کندن؛ یا (در زبان عامیانه قدیمی) کتابی را با ولع خواندن
- Der Metzger schwartet das Fleisch vor der Zubereitung.قصاب قبل از آمادهسازی، پوست ضخیم گوشت را جدا میکند.
- Als Jugendliche haben wir die Abenteuerromane regelrecht geschwartet.در دوران نوجوانی رمانهای ماجراجویانه را با ولع میخواندیم.