schwarten

Aussprache: /ˈʃvaʁtn̩/
Wortzerlegung: schwar·ten
فعل

پوست کندن (حیوان)، بلعیدن کتاب (عامیانه/قدیمی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوست چرب یا ضخیم جانور (مانند خوک) را کندن؛ یا (در زبان عامیانه قدیمی) کتابی را با ولع خواندن

  • Der Metzger schwartet das Fleisch vor der Zubereitung.قصاب قبل از آماده‌سازی، پوست ضخیم گوشت را جدا می‌کند.
  • Als Jugendliche haben wir die Abenteuerromane regelrecht geschwartet.در دوران نوجوانی رمان‌های ماجراجویانه را با ولع می‌خواندیم.