schwarzsehen
بدبین بودن نسبت به آینده، منفینگر بودن / فرار از پرداخت حق رادیو و تلویزیون
Beispiele
- Das gesamte Haus ''sieht'' seit Jahren ''schwarz.تمام این خانه سالهاست که تلویزیون را غیرقانونی میبیند (یا: آیندهاش تاریک است).
- Bei diesem Wirtschaftsgeschehen kann man für die Zukunft nur ''schwarzsehen.با این وضعیت اقتصادی فقط میتوان نسبت به آینده بدبین بود.
- Nachdem ich arbeitslos geworden bin ''sehe'' ich ''schwarz'' für unsere Finanzen.بعد از اینکه بیکار شدم، برای مالیمان آیندهای تاریک میبینم.
Bedeutungen
1
(kein Objekt)
آینده را تیره و تار دیدن، بدبین بودن نسبت به آینده یا یک وضعیت.
- Er neigt dazu, immer schwarz zu sehen.او تمایل دارد همیشه بدبین باشد.
- Man sollte nicht gleich schwarzsehen, es gibt noch Hoffnung.نباید بلافاصله بدبین شد، هنوز امید هست.