schwatzen
گپ زدن، وراجی کردن، دوستانه صحبت کردن
Beispiele
- Die zwei alten Damen ''schwatzten'' ausgelassen über dies und das.دو خانم پیر با خوشحالی درباره این و آن گپ میزدند.
- Geschwatzt'' haben wir halt! Du weißt doch, daß ich ihn gern mag.ما فقط گپ زدیم! تو که میدانی من او را دوست دارم.
Bedeutungen
1
Intransitiv
به صورت غیررسمی و طولانی صحبت کردن، اغلب درباره موضوعات بیاهمیت؛ گپ زدن.
- Die Kinder schwatzen in der Pause.بچهها در زنگ تفریح پچ پچ میکنند.
- Sie schwatzen gerne über das Wetter.آنها دوست دارند درباره آب و هوا گپ بزنند.
2
über + Akkusativ
اطلاعات محرمانه را فاش کردن یا پرحرفی کردن.
- Er hat über das Geheimnis geschwatzt.او درباره راز پرحرفی کرد (راز را فاش کرد).
- Man sollte nicht so viel schwatzen.نباید اینقدر پرحرفی کرد.