schwebten Aussprache:/ˈʃveːptn̩/Wortzerlegung:schweb·ten Konjugierte Form شناور بودند، معلق بودند معانی و تعاریف schwebten:در هوا یا مایعی بدون حرکت رو به پایین یا بالا معلق بودن؛ یا در حالت ایدهآل، خیالی یا بسیار خوشحال بودن. جملات نمونه برای schwebten:Die Ballons schwebten majestätisch in den blauen Himmel.بالنها با شکوه در آسمان آبی معلق بودند.Nach dem Erfolg des Projekts schwebten die Beteiligten auf Wolke sieben.پس از موفقیت پروژه، افراد درگیر در اوج خوشحالی بودند.