emporschweben
به بالا شناور شدن، اوج گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی و بدون تلاش آشکار به سمت بالا حرکت کردن؛ شناور شدن به سمت بالا.
- Der Heißluftballon schwebte langsam empor.بالون هوای گرم به آرامی به سمت بالا شناور شد.
- Der Rauch stieg vom Lagerfeuer empor.دود از آتش اردوگاه به سمت بالا اوج گرفت.