einschweißen
بستهبندی کردن با پلاستیک و پرس کردن، جوش دادن (قطعات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas einschweißen)
بستهبندی کردن یک شیء با استفاده از حرارت و پرس کردن (معمولاً با پلاستیک) برای محافظت یا پلمپ کردن.
- Die Dokumente wurden in Plastik eingeschweißt, um sie vor Feuchtigkeit zu schützen.اسناد برای محافظت در برابر رطوبت در پلاستیک پرس شدند.
- Wir lassen die Speisekarten am Ende des Jahres neu einschweißen.ما منوهای غذا را در پایان سال دوباره پرس میکنیم.
2
Akkusativ (etwas einschweißen)
جوش دادن فلزات به یکدیگر یا به چیزی با استفاده از دستگاه جوشکاری.
- Der Handwerker musste das Metallteil an der Maschine einschweißen.صنعتگر مجبور شد قطعه فلزی را به دستگاه جوش دهد.
- Die beiden Rohre wurden professionell miteinander eingeschweißt.دو لوله به صورت حرفهای به یکدیگر جوش داده شدند.