schweigen Aussprache:/ˈʃvaɪ̯ɡn̩/Wortzerlegung:schwei·gen فعل سکوت کردن، حرف نزدن معانی و تعاریف schweigen:سکوت کردن، حرف نزدن، خاموش ماندندر مورد چیزی سکوت کردن، چیزی را فاش نکردن جملات نمونه برای schweigen:Die Menschen ''schweigen,'' um den Redner besser zu verstehen.مردم سکوت میکنند تا سخنران را بهتر درک کنند.Er kannte die Geschichten über Peter, doch er ''schwieg.''او داستانهای مربوط به پیتر را میدانست، اما سکوت کرد.Bitte schweigen Sie!لطفاً سکوت کنید!