schweinemäßig

Aussprache: /ˈʃvaɪ̯nəˌmɛːsɪç/
Worttrennung: schwei·ne·mä·ßig
صفت

افتضاح، خیلی زیاد، به طرز وحشتناکی

Bedeutungen

1

به معنای بسیار بد، افتضاح، یا ناخوشایند (اغلب در زبان محاوره).

  • Das Wetter war heute schweinemäßig schlecht.هوای امروز افتضاح بد بود.
  • Ich fühle mich schweinemäßig schlecht nach dieser langen Reise.من بعد از این سفر طولانی احساس بدی دارم.
  • Die Prüfung war schweinemäßig schwer.امتحان به طرز وحشتناکی سخت بود.
2

به معنای بسیار زیاد یا شدید (اغلب در زبان محاوره).

  • Er hat schweinemäßig viel Geld verdient.او پول زیادی به دست آورد.
  • Wir hatten schweinemäßig Spaß auf der Party.ما در مهمانی خیلی زیاد خوش گذراندیم.
  • Sie war schweinemäßig müde.او به شدت خسته بود.