schweinemäßig
افتضاح، خیلی زیاد، به طرز وحشتناکی
Bedeutungen
1
به معنای بسیار بد، افتضاح، یا ناخوشایند (اغلب در زبان محاوره).
- Das Wetter war heute schweinemäßig schlecht.هوای امروز افتضاح بد بود.
- Ich fühle mich schweinemäßig schlecht nach dieser langen Reise.من بعد از این سفر طولانی احساس بدی دارم.
- Die Prüfung war schweinemäßig schwer.امتحان به طرز وحشتناکی سخت بود.
2
به معنای بسیار زیاد یا شدید (اغلب در زبان محاوره).
- Er hat schweinemäßig viel Geld verdient.او پول زیادی به دست آورد.
- Wir hatten schweinemäßig Spaß auf der Party.ما در مهمانی خیلی زیاد خوش گذراندیم.
- Sie war schweinemäßig müde.او به شدت خسته بود.