ausschwenken
چرخیدن به بیرون، انحراف یافتن، باز کردن (با حرکت چرخشی)، آب کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (transitiv) / intransitiv
چیزی را به سمت بیرون چرخاندن یا حرکت دادن؛ منحرف کردن.
- Der LKW schwenkte langsam aus der Einfahrt aus.کامیون به آرامی از ورودی به بیرون چرخید.
- Der Redner schwenkte seinen Arm, um seine Worte zu betonen.سخنران برای تاکید بر حرفهایش، دستش را به طرفین چرخاند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausschwenken)
ظرفی را با مایع (معمولاً آب) چرخاندن تا تمیز شود؛ آب کشیدن.
- Sie schwenkte die Flasche mit Wasser aus, um sie zu reinigen.او بطری را با آب چرخاند تا تمیز شود.
- Nach dem Spülen muss man die Gläser noch einmal ausschwenken.پس از شستشو، باید لیوانها را دوباره آب کشید.