schwerfällig

Aussprache: /ˈʃveːrˌfɛlɪç/
Worttrennung: schwer·fäl·lig
صفت

سنگین، کند، دست و پا چلفتی، دشوار

Bedeutungen

1

به چیزی یا کسی اشاره دارد که حرکت یا انجام کاری در آن کند، دشوار و همراه با زحمت زیاد است. می‌تواند به حرکت فیزیکی یا فرآیندهای غیرفیزیکی اشاره داشته باشد.

  • Der alte Mann bewegte sich schwerfällig die Treppe hinauf.مرد سالخورده به سختی از پله‌ها بالا می‌رفت.
  • Die Bürokratie in diesem Land ist sehr schwerfällig.بوروکراسی در این کشور بسیار دست و پا گیر است.
  • Nach dem schweren Essen fühlte er sich schwerfällig und müde.بعد از غذای سنگین، احساس سنگینی و خستگی می‌کرد.
2

به چیزی که حجیم، سنگین و حمل یا جابجایی آن دشوار است، اشاره دارد.

  • Das neue Sofa war sehr schwerfällig und passte kaum durch die Tür.مبل جدید بسیار سنگین بود و به سختی از در رد شد.
  • Er trug die schwerfällige Kiste allein.او جعبه سنگین را به تنهایی حمل کرد.
  • Die Maschine war alt und schwerfällig, aber sie funktionierte noch.دستگاه قدیمی و سنگین بود، اما هنوز کار می‌کرد.