schwerlötig
سنگین، پرمحتوا، مهم (معمولاً در مورد آثار یا مسائل)
Bedeutungen
1
به طور معمول در مورد موضوعات، آثار یا مسائل به کار میرود که پیچیده، عمیق، مهم و نیازمند تفکر زیاد هستند؛ پرمحتوا، سنگین.
- Das Buch behandelt ein schwerlötiges philosophisches Thema.این کتاب به یک موضوع فلسفی سنگین میپردازد.
- Die Diskussion drehte sich um schwerlötige politische Fragen.بحث حول مسائل سیاسی پرمحتوا میچرخید.
- Es ist eine schwerlötige Aufgabe, die Ursachen des Konflikts zu verstehen.درک ریشههای درگیری، وظیفهای دشوار و پرمحتوا است.