schwermütig
افسرده، غمگین، دلگیر
Bedeutungen
1
احساس غم عمیق، اندوه و افسردگی که اغلب بدون دلیل مشخصی بروز میکند و فرد را بیحوصله و بیمیل به فعالیتهای روزمره میسازد.
- Nach dem Verlust seines Hundes war er sehr schwermütig.او پس از از دست دادن سگش بسیار غمگین بود.
- Die langen Wintertage können manche Menschen schwermütig machen.روزهای طولانی زمستان میتواند برخی افراد را افسرده کند.
- Sie fühlte sich in letzter Zeit oft schwermütig und niedergeschlagen.او اخیراً اغلب احساس دلگیری و افسردگی میکرد.