ausschweigen
سکوت کردن، لب فروبستن، چیزی نگفتن، از بیان موضوع خودداری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
در مورد چیزی سکوت کردن، چیزی را مسکوت گذاشتن
- Er hat die wichtigen Details ausgeschwiegen.او جزئیات مهم را مسکوت گذاشت.
- Man sollte die Wahrheit nicht ausschweigen.نباید حقیقت را پنهان کرد (با سکوت).
2
Akkusativ
چیزی را با سکوت سرکوب کردن یا نادیده گرفتن
- Die Geschichte wurde lange ausgeschwiegen.این تاریخ برای مدت طولانی مسکوت گذاشته شد.
- Solche Verbrechen dürfen nicht ausgeschwiegen werden.چنین جنایاتی نباید با سکوت نادیده گرفته شوند.