ausschweigen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃvaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: aus·schwei·gen
فعل

سکوت کردن، لب فروبستن، چیزی نگفتن، از بیان موضوع خودداری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas ausschweigen)

در مورد یک موضوع خاص عمداً سکوت کردن، چیزی را مسکوت گذاشتن یا از بیان آن خودداری کردن.

  • Er hat die ganze Wahrheit ausgeschwiegen.او تمام حقیقت را مسکوت گذاشت.
  • Sie schwieg über ihre Pläne aus.او در مورد برنامه‌هایش لب فروبست.
2 Akkusativ (jemanden / etwas ausschweigen)

چیزی را با سکوت سرکوب کردن، نادیده گرفتن یا اجازه ندادن به بیان آن.

  • Man darf unbequeme Wahrheiten nicht einfach ausschweigen.نباید حقایق ناخوشایند را به سادگی نادیده گرفت.
  • Die Firma versuchte, die Kritik durch Schweigen auszuschweigen.شرکت سعی کرد با سکوت، انتقادات را سرکوب کند.