totschweigen

Aussprache: /ˈtoːtʃvaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: tot·schwei·gen
فعل

مسکوت گذاشتن، پنهان کردن با سکوت

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas totschweigen)

موضوعی را با سکوت، نادیده گرفتن یا امتناع از بحث، از اهمیت انداختن، پنهان کردن یا از میان برداشتن.

  • Die Regierung versuchte, den Skandal totzuschweigen.دولت سعی کرد رسوایی را مسکوت بگذارد.
  • Man kann die Probleme nicht einfach tottschweigen.نمی‌توان مشکلات را به سادگی نادیده گرفت و از بین برد.