totschweigen
مسکوت گذاشتن، پنهان کردن با سکوت
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas totschweigen)
موضوعی را با سکوت، نادیده گرفتن یا امتناع از بحث، از اهمیت انداختن، پنهان کردن یا از میان برداشتن.
- Die Regierung versuchte, den Skandal totzuschweigen.دولت سعی کرد رسوایی را مسکوت بگذارد.
- Man kann die Probleme nicht einfach tottschweigen.نمیتوان مشکلات را به سادگی نادیده گرفت و از بین برد.