stillschweigen
سکوت کردن، راز نگه داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv / über + Akkusativ
درباره چیزی سکوت کردن، چیزی را فاش نکردن، راز نگه داشتن.
- Er schwieg still über die Vorkommnisse der Nacht.او درباره اتفاقات شب سکوت کرد.
- Sie beschloss, über den Vorfall stillzuschweigen.او تصمیم گرفت درباره این حادثه سکوت کند.