herumschwimmen
شنا کردن در اطراف، شنا کردن بیهدف
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بدون هدف خاصی در آب شنا کردن یا شناور بودن.
- Die Kinder schwammen vergnügt im See herum.بچهها با خوشحالی در دریاچه شنا میکردند.
- Er schwamm eine Weile im Pool herum, bevor er ausstieg.او مدتی در استخر شنا کرد قبل از اینکه بیرون بیاید.