umherschwimmen
شنا کردن بیهدف
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بدون هدف یا جهت خاصی در یک منطقه شنا کردن یا معلق ماندن.
- Die Fische schwammen friedlich im Aquarium umher.ماهیها به آرامی در آکواریوم شنا میکردند.
- Er schwamm im See umher, ohne ein bestimmtes Ziel zu haben.او بدون داشتن هدف مشخصی در دریاچه شنا میکرد.