schwimmfähig
شناور، قادر به شنا کردن
Bedeutungen
1
به توانایی یک جسم یا موجود زنده برای ماندن روی سطح آب و غرق نشدن اشاره دارد. این صفت هم برای اشیاء و هم برای موجودات زنده به کار میرود.
- Holz ist von Natur aus schwimmfähig.چوب ذاتاً شناور است.
- Das Rettungsboot muss schwimmfähig sein, auch wenn es beschädigt ist.قایق نجات باید شناور باشد، حتی اگر آسیب دیده باشد.
- Manche Insekten sind schwimmfähig und können kurze Strecken über Wasser zurücklegen.برخی حشرات شناور هستند و میتوانند مسافتهای کوتاهی را روی آب طی کنند.