schwippen

Aussprache: /ˈʃvɪpn̩/
Wortzerlegung: schwip·pen
فعل

تاب خوردن، تکان خوردن، پرتاب شدن (با صدا)

Beispiele

  • Er ließ den goldumrandeten Kneifer fallen, der ''schwippte'' an schwarzer Schnur auf der weißen Frackweste.او "تاب خورد" و "پرتاب شد" (با صدا) روی بند سیاه روی جلیقه سفیدش.

Bedeutungen

1

این فعل در زبان آلمانی استاندارد وجود ندارد یا بسیار نادر است. ممکن است یک غلط املایی برای 'wippen' (تکان خوردن) یا 'schnippen' (فشردن/تکان دادن سریع) باشد.