herbeischwirren

Aussprache: /hɛɐ̯ˈbaɪ̯ˌʃvɪʁən/
Worttrennung: her·bei·schwir·ren
فعل

با صدای وزوز و لرزش سریع به جایی پرواز کردن

Bedeutungen

1 zu + Dativ / an + Akkusativ

با حرکت سریع و معمولاً با صدایی شبیه به وزوز یا بال زدن، به سمت یک مکان یا شخص حرکت کردن.

  • Die Biene schwirrte zu der Blüte herbei.زنبور با صدای وزوز به سمت گل پرواز کرد.
  • Er schwirrte mit seinem neuen Fahrrad zu uns herbei.او با دوچرخه جدیدش با سرعت به سمت ما آمد.