herbeischwirren
با صدای وزوز و لرزش سریع به جایی پرواز کردن
Bedeutungen
1
zu + Dativ / an + Akkusativ
با حرکت سریع و معمولاً با صدایی شبیه به وزوز یا بال زدن، به سمت یک مکان یا شخص حرکت کردن.
- Die Biene schwirrte zu der Blüte herbei.زنبور با صدای وزوز به سمت گل پرواز کرد.
- Er schwirrte mit seinem neuen Fahrrad zu uns herbei.او با دوچرخه جدیدش با سرعت به سمت ما آمد.