anschwitzen

Aussprache: /ˈanˌʃvɪt͡sn̩/
Wortzerlegung: an·schwit·zen
فعل

تفت دادن ملایم (بدون تغییر رنگ)

Beispiele

  • Die klein gewürfelten Zwiebeln ''werden'' zunächst in etwas Butter sanft ''angeschwitzt.پیازهای خرد شده ابتدا در کمی کره به آرامی تفت داده می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در آشپزی، سبزیجات یا پیاز را در روغن یا کره به آرامی تفت دادن تا نرم شوند و شفاف گردند، بدون اینکه قهوه‌ای شوند.

  • Die Zwiebeln in etwas Öl anschwitzen, bis sie glasig sind.پیازها را در کمی روغن تفت دهید تا شفاف شوند.
  • Das Gemüse wird kurz angeschwitzt, bevor die Brühe dazukommt.سبزیجات کمی تفت داده می‌شوند قبل از اینکه آبگوشت اضافه شود.