anschwitzen
تفت دادن ملایم (بدون تغییر رنگ)
Beispiele
- Die klein gewürfelten Zwiebeln ''werden'' zunächst in etwas Butter sanft ''angeschwitzt.پیازهای خرد شده ابتدا در کمی کره به آرامی تفت داده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در آشپزی، سبزیجات یا پیاز را در روغن یا کره به آرامی تفت دادن تا نرم شوند و شفاف گردند، بدون اینکه قهوهای شوند.
- Die Zwiebeln in etwas Öl anschwitzen, bis sie glasig sind.پیازها را در کمی روغن تفت دهید تا شفاف شوند.
- Das Gemüse wird kurz angeschwitzt, bevor die Brühe dazukommt.سبزیجات کمی تفت داده میشوند قبل از اینکه آبگوشت اضافه شود.