schwoien

Aussprache: /ˈʃvoɪ̯ən/
Wortzerlegung: schwoi·en
فعل

لنگر انداختن و تاب خوردن (کشتی)، نوسان کردن (کشتی)

Beispiele

  • Die ankernden Schiffe ''schwoiten'' im unruhigen Wasser, an der Reling standen die Menschen dicht gedrängt.کشتی‌های لنگر انداخته در آب‌های ناآرام تاب می‌خوردند، مردم در کنار نرده‌ها فشرده ایستاده بودند.

Bedeutungen

1 intransitiv

تاب خوردن یا نوسان کردن کشتی در لنگرگاه به دلیل باد یا جریان آب

  • Das Schiff schwoite leicht im Hafen.کشتی به آرامی در بندر تاب می‌خورد.
  • Bei starkem Wind begann das Boot zu schwoien.با وزش باد شدید، قایق شروع به نوسان کرد.