anschwellen
متورم شدن, ورم کردن, افزایش یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بزرگتر، حجیمتر یا متورم شدن، معمولاً به دلیل تجمع مایعات (در بدن) یا افزایش حجم (مثل رودخانه، بادکنک).
- Nach dem Insektenstich schwoll sein Arm stark an.پس از نیش حشره، بازوی او به شدت متورم شد.
- Der Fluss ist nach dem Regen angeschwollen.رودخانه پس از باران طغیان کرده است.
2
intransitiv (بدون مفعول)
افزایش یافتن شدت، حجم یا تعداد (مثلاً صدا، جمعیت، ترافیک).
- Die Geräusche schwollen langsam an.صداها به آرامی افزایش یافتند.
- Die Zahl der Demonstranten schwoll im Laufe des Tages an.تعداد تظاهرکنندگان در طول روز افزایش یافت.