schwuppdiwupp
ناگهان و سریع، در یک چشم به هم زدن
Bedeutungen
1
برای بیان ناگهانی و سریع اتفاق افتادن چیزی یا ناپدید شدن آن به کار میرود.
- Schwuppdiwupp war der Kuchen weg.در یک چشم به هم زدن کیک ناپدید شد.
- Er hat das Geld genommen und schwuppdiwupp war er verschwunden.او پول را گرفت و ناگهان غیبش زد.
- Mit einem Mal, schwuppdiwupp, war die Katze auf dem Baum.ناگهان، سریع، گربه روی درخت بود.