scouten

Aussprache: /ˈskaʊ̯tn̩/
Wortzerlegung: scou·ten
فعل

استعداد یابی کردن، شناسایی کردن (افراد مستعد)

Beispiele

  • Da ''werden'' schon Sieben- und Achtjährige ''gescoutet'' und in Datenbanken erfasst, die über Jahre hinweg verfolgt werden.حتی افراد هفت و هشت ساله را شناسایی می‌کنند و در پایگاه‌های داده‌ای ثبت می‌کنند که سال‌ها پیگیری می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به دنبال استعداد، مکان یا اطلاعات خاصی گشتن و آن را کشف یا شناسایی کردن. (معمولاً در زمینه ورزشی، مدلینگ، فیلمسازی یا نظامی)

  • Der Verein scoutet junge Talente für seine Fußballmannschaft.باشگاه برای تیم فوتبالش استعدادهای جوان را شناسایی می‌کند.
  • Sie scouteten mehrere Drehorte für den neuen Film.آنها چندین مکان فیلمبرداری را برای فیلم جدید شناسایی کردند.