فعل
غربالگری کردن، معاینه دقیق و هدفمند انجام دادن
معانی و تعاریف screenen:
- غربالگری کردن، بررسی کردن، انتخاب کردن (متقاضیان، دادهها، بیماریها)
- نمایش دادن (فیلم، تصاویر)
جملات نمونه برای screenen:
In Österreich wird auf 23 und in der Schweiz auf 4 angeborene Stoffwechselkrankheiten ''gescreent.''
در اتریش برای ۲۳ بیماری و در سوئیس برای ۴ بیماری مادرزادی متابولیک غربالگری انجام میشود.
Alle Bewerber werden vor dem Vorstellungsgespräch gescreent.
تمام متقاضیان قبل از مصاحبه غربالگری میشوند.
Ärzte screenen Patienten auf bestimmte Krankheiten.
پزشکان بیماران را برای بیماریهای خاص غربالگری میکنند.