sechskarätig

Aussprache: /ˈzɛkskaˌʁɛːtɪç/
Worttrennung: sechs·ka·rä·tig
صفت

شش قیراطی

Bedeutungen

1

وزنی معادل شش قیراط، معمولاً برای سنگ‌های قیمتی استفاده می‌شود.

  • Sie trug einen Ring mit einem sechskarätigen Diamanten.او انگشتری با یک الماس شش قیراطی به دست داشت.
  • Der Juwelier bewertete die sechskarätige Perle.جواهر فروش مروارید شش قیراطی را ارزش‌گذاری کرد.
  • Das Collier enthielt einen einzigen, sechskarätigen Edelstein.گردنبند شامل یک سنگ قیمتی شش قیراطی بود.