sechstägig
شش روزه
Bedeutungen
1
چیزی که شش روز طول میکشد یا شش روز ادامه دارد.
- Wir haben einen sechstägigen Urlaub geplant.ما یک تعطیلات شش روزه برنامهریزی کردهایم.
- Die sechstägige Konferenz findet nächste Woche statt.کنفرانس شش روزه هفته آینده برگزار میشود.
- Das Projekt hatte eine sechstägige Laufzeit.پروژه مدت زمان شش روزه داشت.