sechzehnstündig
شانزده ساعته
Bedeutungen
1
چیزی که شانزده ساعت طول میکشد یا مدت زمان آن شانزده ساعت است.
- Die sechzehnstündige Autofahrt war ermüdend.رانندگی شانزده ساعته خستهکننده بود.
- Sie hat eine sechzehnstündige Schicht im Krankenhaus.او یک شیفت شانزده ساعته در بیمارستان دارد.
- Der Marathonlauf hat eine sechzehnstündige Dauer.ماراتن مدت زمان شانزده ساعتهای دارد.