sechzehntägig

Aussprache: /ˌzɛçt͡seːnˈtɛːɡɪç/
Worttrennung: sech·zehn·tä·gig
صفت

شانزده روزه

Bedeutungen

1

که مدت آن دقیقاً شانزده روز است.

  • Sie plant eine sechzehntägige Trekkingtour in Nepal.او یک تور پیاده‌روی شانزده روزه در نپال برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Der sechzehntägige Aufenthalt war zu kurz.اقامت شانزده روزه خیلی کوتاه بود.
  • Wir haben einen sechzehntägigen Workshop über Fotografie besucht.ما در یک کارگاه شانزده روزه عکاسی شرکت کردیم.