sechzehntägig
شانزده روزه
Bedeutungen
1
که مدت آن دقیقاً شانزده روز است.
- Sie plant eine sechzehntägige Trekkingtour in Nepal.او یک تور پیادهروی شانزده روزه در نپال برنامهریزی میکند.
- Der sechzehntägige Aufenthalt war zu kurz.اقامت شانزده روزه خیلی کوتاه بود.
- Wir haben einen sechzehntägigen Workshop über Fotografie besucht.ما در یک کارگاه شانزده روزه عکاسی شرکت کردیم.