seelen

Aussprache: /ˈzeːlən/
Wortzerlegung: see·len
فعل

با روح و روان سازگار بودن، دوست داشتن (قدیمی)

Beispiele

  • Was wohl leibt, das ''seelt'' übel.آنچه دوست داشته می‌شود، روح را آزار می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی جان بخشیدن، روح دادن (معمولاً در مفهوم انتزاعی یا ادبی)

  • Die Musik seelte den Raum mit einer besonderen Atmosphäre.موسیقی با فضایی خاص به اتاق جان بخشید.
  • Seine Worte seelten die Zuhörer mit Hoffnung.کلمات او به شنوندگان امید بخشید.