seewärtig
به سمت دریا، رو به دریا، دریایی
Bedeutungen
1
جهتگیری یا موقعیت به سمت دریا.
- Das Hotel hat Zimmer mit seewärtigem Blick.هتل اتاقهایی با منظره رو به دریا دارد.
- Wir segelten in seewärtiger Richtung.ما در جهت رو به دریا بادبان کشیدیم.
- Die Küstenlinie ist hier stark seewärtig ausgerichtet.خط ساحلی در اینجا به شدت به سمت دریا متمایل است.