seewärtig

Aussprache: /ˈzeːˌvɛʁtɪç/
Worttrennung: see·wär·tig
صفت

به سمت دریا، رو به دریا، دریایی

Bedeutungen

1

جهت‌گیری یا موقعیت به سمت دریا.

  • Das Hotel hat Zimmer mit seewärtigem Blick.هتل اتاق‌هایی با منظره رو به دریا دارد.
  • Wir segelten in seewärtiger Richtung.ما در جهت رو به دریا بادبان کشیدیم.
  • Die Küstenlinie ist hier stark seewärtig ausgerichtet.خط ساحلی در اینجا به شدت به سمت دریا متمایل است.