mitsegeln

Aussprache: /ˈmɪtˌzeːɡl̩n/
Worttrennung: mitse·geln
فعل

با قایق بادبانی سفر کردن (به عنوان خدمه یا مسافر)، همسفر شدن با قایق بادبانی

Bedeutungen

1 intransitiv

همراه با کسی یا چیزی با قایق یا کشتی سفر کردن؛ در قایق‌رانی یا دریانوردی همراه شدن.

  • Ich würde gerne bei deiner nächsten Reise mitsegeln.من دوست دارم در سفر بعدی شما همراهی کنم (با شما قایق‌رانی کنم).
  • Sie sind mit einem Freund um die Welt mitgesegelt.آنها با یک دوست دور دنیا را با قایق سفر کردند.