umsegeln
دور زدن، واژگون شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umsegeln)
با کشتی یا قایق به دور چیزی گشتن؛ دور زدن با کشتی؛ دریانوردی کردن به دور چیزی.
- Die Segler umsegeln die Insel.ملوانان دور جزیره را با قایق طی میکنند.
- Magellan hat als Erster die Welt umsegelt.ماژلان اولین کسی بود که دور دنیا دریانوردی کرد.
2
ist umgesegelt
واژگون شدن (قایق یا کشتی).
- Das kleine Boot ist in dem Sturm umgesegelt.قایق کوچک در طوفان واژگون شد.
- Das Schiff drohte umzusegeln.کشتی در معرض واژگون شدن بود.