mitsegeln
همسفر شدن با قایق بادبانی
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
همراه با کسی یا چیزی با قایق یا کشتی سفر کردن؛ در قایقرانی یا دریانوردی همراه شدن.
- Ich möchte im Sommer gerne mit einem Segelboot über das Mittelmeer mitsegeln.من دوست دارم در تابستان با یک قایق بادبانی در دریای مدیترانه سفر کنم.
- Er hat angeboten, mit uns auf seiner Yacht mitzusegeln.او پیشنهاد داد که با قایق تفریحیاش با ما همسفر شود.