umsegeln

Aussprache: /ʊmˈzeːɡl̩n/
Worttrennung: um·se·geln
فعل

دور زدن، واژگون شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umsegeln)

با کشتی یا قایق به دور چیزی گشتن؛ دور زدن با کشتی؛ دریانوردی کردن به دور چیزی.

  • Die Segler umsegeln die Insel.ملوانان دور جزیره را با قایق طی می‌کنند.
  • Magellan hat als Erster die Welt umsegelt.ماژلان اولین کسی بود که دور دنیا دریانوردی کرد.
2 ist umgesegelt

واژگون شدن (قایق یا کشتی).

  • Das kleine Boot ist in dem Sturm umgesegelt.قایق کوچک در طوفان واژگون شد.
  • Das Schiff drohte umzusegeln.کشتی در معرض واژگون شدن بود.