segnen

Aussprache: /ˈzeːɡnən/
Wortzerlegung: seg·nen
فعل

برکت دادن، متبرک کردن، دعا کردن (برای کسی/چیزی)

Beispiele

  • Er ''segnet'' uns alle.او همه ما را متبرک می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از طرف خدا برکت یا لطف طلبیدن، متبرک کردن

  • Der Priester segnete die Gläubigen.کشیش به مؤمنان برکت داد.
  • Möge Gott dich segnen!خداوند تو را برکت دهد!
2 Akkusativ

چیزی را تأیید کردن یا با آن موافقت کردن (معمولاً به صورت کنایه آمیز یا رسمی)

  • Die Eltern segneten die Ehe ihrer Kinder.والدین ازدواج فرزندانشان را تأیید کردند.
  • Er segnete das Projekt mit seiner Zustimmung.او با موافقت خود به پروژه برکت داد (تأیید کرد).