segregieren

Aussprache: /zeɡʁeˈɡiːʁən/
Wortzerlegung: se·gre·gie·ren
فعل

جدا کردن، تفکیک کردن، تبعیض قائل شدن (بر اساس ویژگی‌های خاص)

Beispiele

  • Es geht ihr in dem Artikel um die ''segregierte'' Gesellschaft.مقاله او درباره جامعه‌ای است که در آن تبعیض وجود دارد (جامعه تفکیک شده).
  • Birmingham, Alabama, ist wahrscheinlich die am stärksten ''segregierte'' Stadt in den Vereinigten Staaten.بیرمنگام، آلاباما، احتمالاً تفکیک‌شده‌ترین شهر در ایالات متحده است.
  • Auch in den Suburbiumssiedlungen ''segregieren'' sich Menschen nach Einkommen, sozialem Status und Ethnie.حتی در شهرک‌های حومه شهر نیز مردم بر اساس درآمد، وضعیت اجتماعی و قومیت از هم جدا می‌شوند (تفکیک می‌شوند).

Bedeutungen

1 Akkusativ

گروه‌هایی از مردم (معمولاً بر اساس نژاد، دین یا جنسیت) را از یکدیگر جدا کردن و از حقوق یا امکانات یکسان محروم کردن.

  • Das Apartheid-Regime segregierte die Bevölkerung.رژیم آپارتاید جمعیت را جداسازی نژادی می‌کرد.
  • Man darf Menschen nicht aufgrund ihrer Herkunft segregieren.نباید مردم را بر اساس منشأشان تفکیک کرد.
2 Akkusativ

(علمی/فنی) عناصر یا مواد مختلف را از یکدیگر جدا کردن.

  • In der Biologie segregieren Gene während der Meiose.در زیست‌شناسی، ژن‌ها در طول میوز جدا می‌شوند.
  • Man muss den Müll sorgfältig segregieren, um ihn recyceln zu können.باید زباله‌ها را با دقت تفکیک کرد تا بتوان آن‌ها را بازیافت کرد.