hinaussehen
به بیرون نگاه کردن، چشمانداز داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
از یک پنجره، در یا هر سوراخی به سمت بیرون نگاه کردن.
- Er stand am Fenster und sah hinaus in den Garten.او کنار پنجره ایستاد و به بیرون در باغ نگاه کرد.
- Die Kinder sahen neugierig aus dem Zugfenster hinaus.بچهها با کنجکاوی از پنجره قطار به بیرون نگاه کردند.