sehnsüchtig

Aussprache: /ˈzeːnˌzʏçtɪç/
Worttrennung: sehn·süch·tig
صفت

مشتاقانه، با حسرت، حسرت‌بار

Bedeutungen

1

با اشتیاق فراوان، آرزومندی عمیق و گاهی همراه با اندوه یا حسرت برای چیزی یا کسی که دور است یا از دست رفته.

  • Sie blickte sehnsüchtig aus dem Fenster und wartete auf seine Rückkehr.او با اشتیاق از پنجره به بیرون نگاه می‌کرد و منتظر بازگشت او بود.
  • Er hörte sich sehnsüchtig die alten Lieder an, die ihn an seine Jugend erinnerten.او با حسرت به آهنگ‌های قدیمی گوش می‌داد که او را به یاد دوران جوانی‌اش می‌انداخت.
  • Die Kinder schauten sehnsüchtig auf die Süßigkeiten im Laden.بچه‌ها با اشتیاق به شیرینی‌ها در مغازه نگاه می‌کردند.