wegsehnen
دلتنگ شدن برای رفتن، آرزوی رفتن کردن
Bedeutungen
1
sich + von + Dativ
آرزو کردن که در مکانی دیگر باشی یا از یک موقعیت/مکان دور شوی (معمولاً به صورت انعکاسی: sich wegsehnen).
- Er sehnte sich von seinem Arbeitsplatz weg, weil er dort unglücklich war.او از محل کارش دلتنگ رفتن بود، زیرا در آنجا ناراضی بود.
- Nach dem langen Winter sehnte sich jeder von der Kälte weg.پس از زمستان طولانی، همه آرزوی دور شدن از سرما را داشتند.