wegsehnen

Aussprache: /ˈvɛkˌzeːnən/
Worttrennung: weg·seh·nen
فعل

دلتنگ شدن برای رفتن، آرزوی رفتن کردن

Bedeutungen

1 sich + von + Dativ

آرزو کردن که در مکانی دیگر باشی یا از یک موقعیت/مکان دور شوی (معمولاً به صورت انعکاسی: sich wegsehnen).

  • Er sehnte sich von seinem Arbeitsplatz weg, weil er dort unglücklich war.او از محل کارش دلتنگ رفتن بود، زیرا در آنجا ناراضی بود.
  • Nach dem langen Winter sehnte sich jeder von der Kälte weg.پس از زمستان طولانی، همه آرزوی دور شدن از سرما را داشتند.