Konjugierte Form
باشند / باشیم (التزامی اول)
معانی و تعاریف seien:
- بیان حالت یا وجود در جملات نقل قول غیرمستقیم (Konjunktiv I)، برای گزارش سخنان یا افکار دیگران بدون تأیید مستقیم گوینده.
جملات نمونه برای seien:
Er behauptet, er sei krank gewesen und könne deshalb nicht kommen.
او ادعا میکند که بیمار بوده و بنابراین نمیتوانسته بیاید.
Sie sagte, das sei die beste Lösung, die sie je gefunden habe.
او گفت که این بهترین راهحلی است که تا به حال پیدا کرده است.