abseihen
صاف کردن (مایعات از مواد جامد)
Beispiele
- Weiße Spargel komplett, grüne nur im unteren Drittel schälen. Schalen und Abschnitte in 2 l Wasser zusammen mit Zucker und Salz 15 Min. auskochen, ''abseihen,'' Flüssigkeit auffangen.مارچوبههای سفید را کاملاً و سبزها را فقط در یکسوم پایینی پوست بگیرید. پوستها و ضایعات را در ۲ لیتر آب همراه با شکر و نمک ۱۵ دقیقه بجوشانید، صاف کنید و مایع را جمعآوری کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را از مواد جامد جدا کردن با استفاده از آبکش یا صافی.
- Nach dem Kochen muss man die Nudeln abseihen.بعد از پختن، باید ماکارونی را آبکش کرد.
- Den Tee abseihen, bevor man ihn trinkt.چای را قبل از نوشیدن صاف کنید.