seilen

Aussprache: /ˈzaɪ̯lən/
Wortzerlegung: sei·len
فعل

با قایق بادبانی حرکت کردن / طناب تولید کردن

Beispiele

  • Seilen'' wir heute noch eine Runde?امروز یک دور با قایق بادبانی حرکت کنیم؟
  • In dieser Fabrik wird ''geseilt.در این کارخانه طناب تولید می‌شود.
  • Du musst dich ''seilen,'' bevor du kletterst.قبل از بالا رفتن باید طناب بزنی.
  • Der Walser-Biograf Jörg Magenau schreibt über diese Zusammenkunft: »Als Unseld, auf Wasserskiern hinter Augsteins Boot ''geseilt'', versuchte, sich auf die Wasseroberfläche hochzuarbeiten, das nicht schaffte, aber auch nicht aufgeben wollte und angestrengt weiterkämpfte, sagte Walser, der diesen Kampf vom Strand aus beobachtete, zu Baumgart: ›Da schau, deswegen ist er mein Verleger.‹بیوگراف والزر، یورگ ماگناو، درباره این گردهمایی می‌نویسد: »وقتی اونزلد، که با اسکی روی آب پشت قایق آگستاین حرکت می‌کرد، سعی کرد خود را به سطح آب بکشد، نتوانست، اما نخواست تسلیم شود و با تلاش به مبارزه ادامه داد، والزر که این مبارزه را از ساحل تماشا می‌کرد، به باومگارت گفت: ›ببین، به همین دلیل او ناشر من است.‹

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را با طناب بستن یا محکم کردن.

  • Der Bergsteiger seilte die Ausrüstung ab.کوهنورد تجهیزات را با طناب پایین آورد.
  • Sie seilten das Boot am Steg fest.آنها قایق را به اسکله با طناب محکم کردند.
2 sich + von/aus + Dativ

با طناب از ارتفاعی پایین آمدن (معمولاً به صورت انعکاسی).

  • Er seilte sich vom Felsen ab.او با طناب از صخره پایین آمد.
  • Die Kletterer mussten sich aus der Wand seilen.صخره‌نوردان مجبور شدند با طناب از دیوار پایین بیایند.