صفت
غلیظ، چسبناک، لزج (در مورد مایعات)
جملات نمونه برای seimig:
Die Suppe war so ''seimig'', dass sie nur langsam auf den Löffel floss.
سوپ آنقدر غلیظ بود که به آرامی روی قاشق میریخت.
„Man läßt Milch, soviel man bedarf mit einem Stück Zucker aufkochen und macht sie mit in Wasser oder kalter Milch ausgerührtem Mondamin ''seimig''.“
«شیر را به مقدار لازم با یک تکه شکر میجوشانند و با موندمین حل شده در آب یا شیر سرد آن را غلیظ میکنند.»