seinem Ärger Luft machen

Aussprache: /ˈzaɪ̯nəm ˈɛrɡɐ lʊft ˈmaxn̩/
Worttrennung: sei·nem Är·ger Luft ·ma·chen
اصطلاح

خشم خود را ابراز کردن، تخلیه کردن احساسات منفی

Bedeutungen

1

به معنای ابراز کردن خشم، ناراحتی یا ناامیدی به شکلی که باعث تخلیه احساسات منفی شود. این کار می‌تواند با صحبت کردن، فریاد زدن یا انجام فعالیتی باشد.

  • Nach dem langen Arbeitstag musste er seinem Ärger über den Chef endlich Luft machen.پس از پایان روز کاری طولانی، او سرانجام مجبور شد خشم خود را نسبت به رئیس ابراز کند.
  • Sie setzte sich ins Auto und ließ ihrem Frust auf der Autobahn freien Lauf, um ihrem Ärger Luft zu machen.او سوار ماشین شد و برای تخلیه خشمش، در بزرگراه افسردگی خود را رها کرد.
  • Es ist gesund, seinem Ärger ab und zu Luft zu machen, anstatt alles in sich hineinzufressen.گاهی اوقات ابراز خشم، به جای سرکوب کردن آن، سالم است.